ای کـــاش بــعـضــی از نــگــاه هــا زیــر نـــویـس داشــت
منو، پس کوچه های سرد و تاریک تو و، خوشبختی ملموس و نزدیک منو، تردید های ناگهانی تو و، ارزو های انچنانی منو، گرگ و تگرگ و برف و بوران تو و، پرواز در باغ بهاران منو، فکر و خیال و خواهش و درد تو و، احساس عاشقانه به یک مرد منو، پس لرزه های بعد طوفان تو و، ارامشی همپای ایمان منو، تنهایی بی انتهایم تو و، قهقه زدن به گریه هایم *نمی خواهم که تندی کرده باشم *همیشه خواستم بی پرده باشم *نوشتم تا بخوانی خط مارا *شکست ساده این دل مارا *نوشتم تا بفهمی سایه هارا *توسل جستن از گلپونه هارا *بدانی زندگی مرده است اینجا *در این تندیس بی فانوس*فردارا پرم از لذت و عشق روی یک موج خنک از هوای نفس فروردین در بهاری که ملاحت جاریست و زمین می تپد از زنده دلی توی دستهای نسیم می خوابم ****** بارش زیبایست...! گل در بستر خاک قطره ها باشادی می دوند تا قلبش و در ان سو شبنم می چکد نم نم و صاف ****** فکر من شب همه شب این بوده که چقدر ماهی ها خوشبختند من چرا از دریا می ترسم...؟ میدوم تا ساحل لب اتصال اب و اسمان غرق در حیرت و بهت ناگهان اب مرا در خودش میگیرد...! دلم میخواد یه چیزی رو بدونی دیگه نه عاشقی،نه مهربـونی مـنم دیـگـه تصـمـیم رو گرفـتـم اصلا نمیخوام که پیشم بمونی دیشب که داشتم فکرامو میکردم دیـدم با تو تلـف شده جـوونـیـم یه جا یه جمله قـشنگـی دیــدم "عـاشـقـو باید از خودت بـرونی" چه شعرایی من واسه تو نوشتم تو همه چیز بـودی،جز اسمونـی یادت میـاد مـنتـم رو کشیدی...؟ تا که فقط بهت بدم نـشـونی...؟ یـادت مـیاد روی درخـت نـوشتـی تا عمر داری برای من میمونی..؟ یـادت مــیاد حتــی سـلام مـن رو گفتی به هیچ کس نـمـیـرسونـی حالا بیار نامـه هـامو تا تمـوم شه اگر که وقـت داری،اگـه می تـونـی نگـو خـجالـت مـیکشـی،مـیـدونـم تـو خیـلی وقـتـه دیـگـه مـال اونـی خوش باشی هرجا که میری الهی واســـت تــلافـی نــکــنــه زمــونــی *دلنوشته ای از مریم حیدرزاده*
از آن روز تا به امروز در حال خودم نیستم . دست خودم نبود دل به دریا زدنم ، ثانیه ها برای دیدن تو بهانه میگیرم ، و همچو دقیقه ها آرام و نفسگیرم. دوباره باز خـواهـم گشت نمی دانم چه هنگام٬از کدامین راه ولـی یـکـبـار دیـگــر بـــاز خـواهـم گــشـــت و چـــشـمــان تـو را بــا نـــور خــــواهـــم شــسـت بــه دیـــوار حــریــم عشــق یـکبـار دگر٬من تکیه خـواهـم کرد رســــوم عــــــشـــق ورزی را دوبـــــاره زنــــــده خــــواهـــــــم کـــــرد بــه نـــام عـــشـــق و زیــــبــایــی٬دوبـــــاره خــطــبــه خــــواهـــــم خــــوانــــد *کاشکی می شد که جونمو هدیه بدم برای تو* *بیابونا و برکه هاش بارون و قطره قطره هاش* صدای باد و بارون،قاتی شده تو ایون بازم دلم زد بیرون،پرسه توی خیابون من کسی رو ندارم،خیسش کنم تو بارون چترو ازش بگیرم،اب بشه اروم اروم قطره بشه بریزه،اب بشه توی ناودون جک بشه و بخنده،بگه به من یه مجنون من میدونم بیدار میشه،دلی که بردی بیرون از سینه من میشکافه،خیس میشه توی بارون سرزمین اون خشکه،کویره،خیلی زیاد و اسون خشک میشه هر گلی که،اب نریزه روی اون تو هم منو یادی کن،وقتی میباره بارون نگفتم که یاری کن،برای من کاری کن سلام ای بی وفا،ای بی ترحم سلام ای خنجر حرفای مردم سلام ای اشنا با رنگ خونم سلام ای دشمن زیبای جونم بازم نامه میده با سطر قرمز اخه این بار شده من با تو هرگز نمیخوام حالتو حتی بدونم تعجب می كنی اره،همونم همونی كه زمونی قلبشو باخت همونی كه از تو یك بت،یك خدا ساخت همونی كه برات هر لحظه می مرد همونی كه اسمتو بی جون نمی برد همونم كه می گفتم نازنینم بمیرم اما اشكاتو نبینم همون كه دست تو مهر لباش بود اگه زانو نمی زد غم باهاش بود حالا اروم نشستم روی زانوم ولی دیگه گذشت اون حرفا خانوم تعجب می كنی اره عجیبه می خوام دور شم ازت خیلی غریبه خیال كردی همیشه زیر پاتم...؟ با این نامردیات بازم باهاتم...؟ برات كافی نبود حتی جوونیم تموم شد اره گم شد مهربونیم دیگه هرچی كشیدم بسه دختر نمیبینیم همو،این خوبه بهتر دیگه بسه برام هرچی كشیدم فریبی بود كه من از تو ندیدم...؟ دروغی هست نگفته مونده باشه...؟ كسی هست تو خیال تو نباشه...؟ عجب حتی دریغ از یك محبت دریغ از یك سر سوزن صداقت دریغ از یك نگاه عاشقونه دریغ ازیك سلام بی بهونه نه نفرینت چرا این رسم ما نیست اگر چه این چیزا درد شما نیست گل بیتا چرا اخمات تو هم شد...؟ چیه،توهین به ذات محترم شد...؟ دیگه كوتاه كنم با یك خداحافظ كه عشق ما رسیده به سد هرگز سلام كسي كه تو دلم درخشيد شعر از:مریم حیدرزاده


از آن لحظه تا به این لحظه در فکر تو هستم ،
همچنان به فکر عهدی هستم که با تو بسته ام.
از آن ثانیه تا این ثانیه ، تک تک لحظه ها را شمرده ام ،
در هر ثانیه آرزوی دیدن دوباره تو را کرده ام.
انگار حقیقت است که حال من خراب است ،
احساس میکنم دوای درد من شراب است.
تو بگو من چرا اینگونه ام...؟
نه نمیخواهم باور کنم که عاشقم .
نه اینبار حس میکنم که عاشق شدم
دل به دریا زدمو از یاد تنهایی فراموش شدم.
نمیدانستم اینگونه غرق تو میشوم .
از آن روز تا به امروز ، روز به روز ، از دیروز دیوانه تر میشوم.
از آن لحظه تا به این لحظه ، لحظه به لحظه از گذشته عاشقتر میشوم.
فکر نمیکنم دوباره ببینم روزهای آرام تنهایی را .
باور نمیکنم لحظه تلخ جدایی را ،
بعد از تو دیگر فرصتی برای تنها ماندن ندارم ،
چون بار زندگی را میبندم و جایی در این دنیا ندارم.
همانطور که تنها صدای بهانه ثانیه ها را میشونم ، و دقیقه ها آرامند،مثل


*درسته ما نمیتونیم این روز و پیش هم باشیم*
*بیا بهش تو رویامون رنگ حقیقت بپاشیم*
*میخوام برات تو رویاهام جشن تولد بگیرم*
*از لحظه لحظه های جشن، تو خیالم عکس بگیرم*
*من باشم و تو باشی و فرشته های آسمون*
*چراغونی جشنمون،ستاره های کهکشون*
*به جای شمع میخوام برات غم هاتو آتیش بزنم*
*هر چی غم و غصه داری یک شبه آتیش بزنم*
*تو غمهات و فوت بکنی منم ستاره بیارم*
*اشک چشاتو پاک کنم نور ستاره بکارم*
*کهکشونو ستاره هاش دریاو موج و ماهیاش*
*با هفت تا آسمون پر از گلای یاس ومیخک*
*بال فرشته ها و عشق و اشتیاق و پولک*
*عاشق تو یه قلب بی قرار و کوچک*
*فقط می خوان بهت بگن:*
*تولدت مبارک*


من ديگه دوستت ندارم ببخشيد
بهتره كه نپرسي علتش رو
چونكه خودت ندادي فرصتش رو
بهتره اين نامه ي آخر باشه
فكر كنم اين واسه ما بهتر باشه
من واسه اون كسي كه دوست ندارم
نمي تونم شاخه اي گل بيارم
بين تو و اون روزا خيلي فرقه
تو آسمونت پر رعدو برقه
نه مهربوني نه واسم مي خندي،هر دري رو من مي زنم مي بندي
كو اون همه شعراي عاشقونه
كي بود بهم مي گفت سلام بهونه
نه نه صحبت از سلام بهونه اي نيست
پرنده اينجاست ولي دونه اي نيست
خواستي فقط صاحب يك قفس شي
بري و با ديگري هم نفس شي
خواستي بگي ميشه تو دام بيافتم
بعدش بگي ديدي بهت نگفتم
از چشم من افتادي نازنينم
دوست ندارم ديگه تو رو ببينم
اون كسي كه دم مي زد از حسادت
اگه بميرم نمياد عيادت
منم مي خوام اتمام حجت كنم
خيال هر دومونو راحت كنم
اگه دلت همين حالا بشكنه
بهتر از آوارگي هاي منه
من كسي رو مي خوام كه عاشق باشه
اول و آخرش شقايق باشه
من كسي رو مي خوام كه نيست مثل تو
پشيمونم ، دوستت ندارم، برو
پشيموني گر چه نداره سودي
خوب شد كه فهميدم بدي به زودي
من كسي رو مي خوام كه ناز و كم كم
صدام كنه مثل فرشته عشقم
مثل همون روزهاي آشنايي
نه مثل حالا،نه مثل رهايي
جواب بدي ندي ديگه تمومه
نمي دونم جواب واسه كدومه
نامه هامو از بس جواب ندادي
جواب بدي شايد بشه زيادي
شاخه نباتم كه بشه واسطه
دل نمي دم ديگه به اين رابطه
اما يادت باشه كه اين آدما
كم نبودن پيشم وليكن شما
نيستيد مثل اون روزاي طلايي
كي گفته سه تا بخش داره جدايي
جدايي هر غمش هزار تا بخشه
دل مي سوزونه،مثل آذرخشه
من هر چي دوست دارم تموم شه نامه
دلم مياد بازم ميده ادامه
ديگه تموم شد اون همه غم و رنج
وقت قرار و شوق ساعت پنج
برو پيش هر كسي كه دوست داري
حق نداري اسم منم بياري
بخواي نخواي زود برو به سلامت
خدا كنه بين ماها قضاوت...
| Design By : Pichak |



